تبليغاتX
الهه زیبا(calibso)
الهه زیبا(calibso)

سکوت مرداب
مامان جون دلم تنگیده واست

 

 وایی خدا من باز دیر اومدم ببخشید

مامان جون دخترت دلش برات تنگیده

وای که چقد من لوس شدم 

 هنوز دو ماه هم نشده

که مامانم رفته ولی یه جوریم

البته خیلی بهتر از قبلنام 

آخ دفعه قبلی چه زجری کشیدم از نبود مامانم

امسال خدا رو شکر وابستگیم کمتر شده

ولی خوب خدایش جاش خیلی خالیه

خدا جونم بعد مدتها باهات تنها شدم

و چون تو رو تنها

همراز و همدل و مونس خودم ديدم

 خواستم حرفامو باهات بزنم

خدايا کاش وقتي در اوج شادي هم هستيم

 تو را ياد ميکرديم

و دو رکعت نماز شکرميخونديم

 که سپاسگزار لطف و کرمت باشيم

خداجونم ميدوني که خيلي تو رو دوست دارم

و اگه مامانم و بقیه رو دوست دارم

 چون عشق تو در وجودمه

ازت ممنونم بابت همه چی

 

|+| نوشته شده توسط فرناز در چهارشنبه 6 آبان1388 و ساعت 0:59 |
دوستت دارم یه عالمه

همه ی دنياي من نگاه مريم 

ميشينم يه عمري چشم براه مريـم 

منو ميرسونه تا شباي رويا 

چهره ي قشنگو مثل ماه مريم 

دلم آروم نداره بي قراره 

گريه هرشبم بي اختياره 

گل مريم همه ی  دارو ندارم  

غير مريم کسي رو دوست ندارم

نگاه کن تو چشام مــريم ، عزيز روياهام مريم

پس کي مال من ميشي ، من تو راميخوام مريـم

آرزومه که بياد مال خودم شه  

تو نگاهش نشون از عاشقـي باشه 

دوست دارم دستاشو تو دستم بگيرم 

وقتي چشماشو ميبنده  بميرم

دوست دارم زندگيمو براش بذارم 

آسمونمو براش هديه بيارم 

مي شينم هر شـب هرشب سرراهش 

تاچشام بيفته تو چشم سـياهش

نگا کن تو چـشام مريم عزيز روياهام مريم    

پس کي مال مـن ميشي ، من تو رو ميخوام مريم

جای خالیت تو خونه خیلی احساس میشه

خیلیییییییییییییییییی

دوستت دارم یه عالمه 

 

|+| نوشته شده توسط فرناز در یکشنبه 1 شهریور1388 و ساعت 22:25 |
سکوت مرداب

امروز دوباره بعد از سکوت چند هفته سری به کلبه دلتون زدم

هر چند رفتن و امدنهای گاه و بیگاه من

 واسه هیچ کدومتون غریبه نیست

راستش خودم هم نمیدونم چرا مدام سکوت مرداب

 رو دلم سنگینی میکنه

و دلم بهونه دل تنگتونو میگیره

نمیخوام براتون رفیق نیم راه باشم

 ولی پیچ و خم ها و فراز و نشیب های زندگی

 مانع میشه از اینکه همیشه در کنارتون باشم

. . . . . . . . . . . . .

معرفت در گران است به هر کس ندهند

پر طاووس قشنگ است به کرکس ندهند

. . . . . . . . . . . . . . .

اینو خطاب به اونایی نوشتم که خیلی با معرفتن 

و میان کامنت خصوصی و شخصیتشونو نشون میدن 

 

|+| نوشته شده توسط فرناز در دوشنبه 22 تیر1388 و ساعت 1:2 |
دلم واستون تنگیده خیلی

دیدم حال و هوای ابری دلم بهونه ی نوشتن داره

اومدم که اعلام حضور کرده باشم

شاید بین بچه های که به وب من سر میزنن

  چندتایی شون حال منو خوب درک کنند

. . . . . . . . . .

نبودنتون بهترین بهانه است برای اشک ریختنم

ولی کاش بودین تا اشکهام از شوق دیدارتون سرازیر میشد

دلم واستون تنگ شده خیلیییییییی

 

j.z.s.m.s.l.m.b.k

 

|+| نوشته شده توسط فرناز در شنبه 23 خرداد1388 و ساعت 0:0 |
فرشته ها حساسند

یادمان باشد

فرشته ها به ظلم حساسند

به خباثت حساسند

به ریا حساسند

 به نیت پلید حساسند 

به نگاه مسموم حساسند

 به نیرنگ حساسند

 به دورویی حساسند

  به دروغ حساسند

 به بد گمانی حساسند

 به خیانت حساسند 

زود میرنجند و میروند   

آنگاه ما میمانیم و شیاطین

 

|+| نوشته شده توسط فرناز در چهارشنبه 6 خرداد1388 و ساعت 17:2 |
چقد سکوت کنم خدایا

کوشی پس کجایی ؟

تا کی میتونم نجیب باشمو وساکت خدا بسم نیست

گاهی وقتا با خندیدنم چیزی از غصه هام کم نمی شه

گاهی وقتا مشکلام اونقد زیاد می شن

که نمی دونم کدومشو باید حل کنم

گاهی وقتا اونقد احساس تنهائی می کنم که

 آئینه رو کسی می بینم

 با عروسکام می حرفم خنده داره نه

 گاهی وقتا دردام اونقد دلمو تحت فشار می زاره

که دفتر دلتنگیامو باز می کنم

 و یه صفحه جدیدشو می خوام سیا کنم

اما باور می کنی نمی تونم یعنی نمی دونم چی بنویسم

گاهی اونقد دلتنگ می شم که پا می شم نماز می خونم

تا بعدش سرسجاده با هات حرف بزنم

اما لبام قفل می شن نمی دونم چر

گاهی بی دلیل دلم می گیره

 گریه می کنم دلم می خواد داد بزنم

صدات کنم و باهات درددل کنم

اما حرفا رو نمی تونم بچینم کنارهم و بگم

واسه همین یه آهی می کشم و سکوت می کنم

گاهی وقتا اونقد ناامید می شم که می خوام . . .

خدا می دونی که چی می گم

 

 

|+| نوشته شده توسط فرناز در شنبه 22 فروردین1388 و ساعت 1:21 |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا