الهه زیبا(calibso)
سکوت مرداب
سکوت مرداب
ستاره و یک دختر کوچک

یک دخترکوچک به یک ستاره نگاه کرد
وگریه را سر داد ستاره گفت
دخترچرا گریه می کنی؟
دختر گفت: تو خیلی دور هستی
من هرگز قادر نخواهم بود
تو را لمس کنم
ستاره پاسخ داد دختراگر من هم اکنون
در قلب تو نبودم تو نمی توانستی
مرا ببینی
|+| نوشته شده توسط فرناز در چهارشنبه 2 مرداد1387 و ساعت 1:47 |

