الهه زیبا(calibso)
سکوت مرداب
سکوت مرداب
مامان جون دلم تنگیده واست
وایی خدا من باز دیر اومدم ببخشید
مامان جون دخترت دلش برات تنگیده
وای که چقد من لوس شدم 
هنوز دو ماه هم نشده 
که مامانم رفته ولی یه جوریم
البته خیلی بهتر از قبلنام 
آخ دفعه قبلی چه زجری کشیدم از نبود مامانم
امسال خدا رو شکر وابستگیم کمتر شده 
ولی خوب خدایش جاش خیلی خالیه
خدا جونم بعد مدتها باهات تنها شدم
و چون تو رو تنها
همراز و همدل و مونس خودم ديدم
خواستم حرفامو باهات بزنم
خدايا کاش وقتي در اوج شادي هم هستيم
تو را ياد ميکرديم
و دو رکعت نماز شکرميخونديم
که سپاسگزار لطف و کرمت باشيم
خداجونم ميدوني که خيلي تو رو دوست دارم
و اگه مامانم و بقیه رو دوست دارم
چون عشق تو در وجودمه
ازت ممنونم بابت همه چی
|+| نوشته شده توسط فرناز در چهارشنبه 6 آبان1388 و ساعت 0:59 |

